سفارش تبلیغ
صبا ویژن

سلام دوستان

خدا توبه کنندگان را دوست دارد

جمعه شب 27/7/86 در تالار آیه های انتظار بحث در مورد توبه و توبه کنندگان بود، جاتون خالی بحث داغی هم شده بود، منم که خرابِ این جور بحثا، رفتم دنبال این مسئله ( توبه ) یه مقداری که تحقیق کردم، چندتا مطلب پیدا کردم که با اجازتون مینویسمش:

فقط، جون من نگید طولانیه و نخونیدشا، مطمئنم خوشتون میآد.

بحث توبه از نظر قرآن بحث ارزنده ای است، از قرآن استفاده می کنیم که پروردگار عالم همین طور که متقّی رو دوست داره، گناه کاری رو هم که توبه می کنه دوست داره، شایدم بیشتر

اِن الله یُحبُ التوابین و یُحبُ المُتطِّهرین – بقره / 222

اگه یه مقداری در این آیه بنگریم ، می بینیم که خدا در این آیه توابین رو زودتر از متطهرین آورده است.

خداوند گناه کاری رو که خدا رو بخواهد به آن اندازه ای دوست دارد که به پیامبر فرموده:

یا رسول الله! وقتی یک مسلمان می آید پیش تو و خدا! خدا! می کند و از گناهانش شرمنده است، او را بپذیر و سلام مرا به او برسان و بگو آفرین بر تو که آمدی! بعد هم به او بگو بر من واجب است که قبولت کنم. نمی شود که تو بیایی و من تو را برانم. گناه تو هرچه بزرگ باشد، تو را می بخشم و نه فقط تو را می آمرزم بلکه دست تلطف و رحیمیّت را که روی سر اولیاء خودم دارم، بر سر گنهکاری که توبه کند، می گذارم. انعام / 54

بعد هم قرآن می فرماید: خیال نکنی که اگر گناهت زیاد و فراوان باشد تو را نمی آمرزم. همۀ گناهانت را می آمرزم. زمر / 53

در کتابی نوشته بود از این آیات در قرآن زیاد است. بیش از دویست مرتبه کلمه غفران در قرآن آمده است. یعنی بیش از دویست جا خدا گفته بیا من می بخشمت. بیش از هزارجا کلمۀ رحیم و رحمان آمده است؛ یعنی اگر گناه کار به درگاهم بیاید، من رحیم و رحمان و غفورم و به گناهش نگاه نمی کنم، بلکه به دل شکسته و حالش می نگرم. خدایا چقدر مهربانی تو!! روایت هست که از چهل پدر مهربانتر است.

یک حکایت جالب:

روزی پیغمبر اکرم(ص) با کودکی که همراهش بود روبرو شد. مادر گفت: یا رسول الله! خدا ما را چقدر دوست دارد؟ رسول خدا فرمود: از هفتاد پدر و مادر مهربان، مهربانتر است. زن گفت: یا رسول الله! این فرزند من هر قدر بد باشد حاضر نیستم او را در آتش ببینم؛ چطور خدا مرا در آتش می اندازد؟!

پیغمبر گریه کرد و فرمود: بله، تا لیاقت باشد تو را در آتش نمی اندازد؛ مگر اینکه توبه نکنی و به جایِ اینکه بروی زیر پرچم خدا، بروی زیر پرچم شیطان تا بمیری، والا خدا همه را می آمرزد ، هرکه باشد و هرچه باشد.

از آن طرف هم قرآن می فرماید: نه تنها توبه ثواب آخرت دارد بلکه ثواب دنیوی هم دارد. در سورۀ هود از قول حضرت هود آمده است که به قومش می گفت:

ای قوم من، از پرودگارتان آمرزش بخواهید، و توبه کنید. هود / 52

حضرت داود به قومش می گفت: ای قوم من، ای گنهکارها! خدا خدا! کنید. بر اثر توبه، علاوه بر اینکه گناهتان آمرزیده می شود، خدا در این دنیا به شما نیروی مقابله می دهد، یعنی افرادی که دل پر از غم دارند، غم از دلشان برداشته می شود. جوانهایی که ضعف اراده دارند، تقویت اراده پیدا می کنند.

نظیر همین جمله رو حضرت نوح به قومش می گفت. نوح / 10-12

توبه از نظر دل، یعنی پشیمانی و شرمندگی از کار بدی که انجام داده ایم. باید انسان در مقابل خدا شرمنده باشد، در مقابل آن کسی که شبانه روز به ما نعمت می دهد.

اگر کسی به شما خوبی کرده باشد و شما در مقابل آن خوبی به او بدی کرده باشید و یک روز متوجه بشید که چقدر کارتون زشت بوده و بروید در مقابلش عذر خواهی کنید، وقتی که دارید عذر خواهی می کنید، به این شرمندگی و پشیمانی می گویند، توبه.

انسان باید بداند که در محضر( خدا ) کسی که همه چیز از آن اوست مخالفت کرده است.

امام سجاد(ع) در دعای ابوحمزه ثمالی می گوید: خدایـا! من گناه می کنم و مثل اینکه تو اصلاً نمی بینی! خدایا من گناه می کنم و به جای اینکه من حیا کنم، تو حیا می کنی!

این جملۀ امام سجاد چقدر جملۀ شیرینیست که می فرمایند: «خدایا! من باید حیا کنم، ولی تو حیا می کنی »

به این میگن توبه، اگر خودمون یه حساب سر انگشتی بکنیم، جز ندامت و پشیمونی چی می مونه؟ ندامت از اینکه به ولی نعمت و کسی که هرچه داریم از اوست، بی احترامی کردیم. وقتی که به این شرمندگی رسیدیم، می گیم که خدایا بد کردم!

حالت شرمندگی خواه ناخواه به زبانش میآد و خواه ناخواه اشک می ریزه، این اشکه لازمۀ این شرمندگیه، و نشان دهنده تصمیم واسه ترک کار بده. حالا اگه بازم کار بدی کرد، مسئلۀ فرق می کنه، زمانی که شرمنده است، نشون دهندۀ اینه که تصمیم داره به قول خودمون دیگه گناه نکنه، لذا گفتن استغفرالله، زیادم لازم نیست چون خودش به زبون میآد. تصمیم به اینکه دیگه گناه نمی کنم، هم لازم نیست اون هم خودش میآد. مهم خود توبه است و خدا خیلی دوست داره که انسان در مقابل او شرمنده و سربه زیر شود. اگه یه مقدار شعور داشته باشیم، این سر به زیری همیشه باید باشه.

پیغمبر اکرم روزی هفتاد مرتبه استغفار می کردند، در حالی که اصلاً گناهم نکرده بودند. معلوم میشه که استغفار پیغمبر زبانی نبوده و از شرمندگی سر چشمه می گرفته. حضرت آدم وقتی که روی کره زمین اومد، دویست سال سرش رو بالا نکرد.

چیزی که باید بهش توجه داشته باشیم و مخصوصاً ما جونا باید بدونیم که اگه واقعاً حالت شرمندگی واسمون پیش اومد و اگر گناه راجع به حق الله باشه، آمرزیده میشیم.

پیغمبر اکرم(ص) می فرمود که یک بنده ، پنجاه- شصت سال گناه می کند، ام به راستی یه لحظه توبه، آن پنجاه شصت سال گناه را کَاَن لَم یَکُن  می کند و او آمرزیده می شود.

قرآن می گوید: پروندۀ سیاه او نابود می شود و یک پرونده درخشان که ثواب توبه است، برایش جلو می آید. فرقان / 70

فرد گناهکاری که قبل از مرگ توبه کرده باشد، اگر حق الله باشد و قضا هم لازم نداشته باشد، آمرزیده می شود. کسی که نماز نمی خوانده، یا نمازش را به طور صحیح نمی خوانده است، اگر حال شرمندگی برایش پیدا شود ، آمرزیده است.

کسی که روزه نمی گرفته، اگر به راستی حالت توبه برایش پیدا شود، آمرزیده است؛ الا اینکه بعدش واجبی برایش پیش بیاید و آن واجب را ادا نکند، برای آن کار باز جهنمی می شود. مثلاً قضای نمازها و روزه ها و آن واجب هایی را که از دست داده است، باید انجام دهد و آنها را تدارک نماید.

کسی که بد نماز بخواند، گناهش بزرگ است و کسی که نماز نخواند، گناهش در سر حدّ کفر است. اما به راستی اگر پشیمان شد و دلش شکست و اشک ریختو شرمنده شد، آمرزیده می شود. بعد از آن دیگر باید نماز را خوب بخواند و قضای نمازهایی را که نخوانده است یا باطل خوانده، بخواند. لازم هم نیست که خیلی مرتب نماز بخواند؛ به مرور زمان و به اندازه ای که به دنیایش ضرر نخورد و وقتش گرفته نشود، نمازها را می خواند تا تمام شود. روزه ها را هم در وقتی که مثل زمستان روزها کوتاه است، بگیرد تا تمام بشود،

اینها همه مربوط به حق الله بود.

اما حق الناس مطلب دیگری ست.

حق الناس دو قسم داره: مثلاً کسی که غیبت کرده و تهمت زده و شایعه پراکنی کرده و مردم را سبک کرده و زخم زبان زده و شخصیت مردم را از بین برده . این طور گناهان حق الناس است. این گناهان ممکنه که به اون شخص نرسیده باشد، مثل اینکه یکی غیبت کرده و به اون کسی که پشت سرش غیبت کرده است، این غیبت را نگفته اند. یا تهمت زده، ولی این تهمت باعث بی آبرویی کسی نشده است؛ یعنی به آن شخص ضرری نرسیده باشد. او باید از این به بعد غیبت نکند و خودش رو اصلاح کند. باید به خودش بگوید که چرا من این کار زشت رو انجام دادم؟ حالا که این کارو کردم، باید برای اون شخص استغفار هم بکنم و دعایش کنم و بگم که خدایا! من پشت سرش غیبت کردم، خدایا من بد کردم، خدایا تو به اون شخصیت بده؛ این طور که من شخصیتشو خراب کردم تو خوبی به اون بده!

اما یه وقتی به اون طرف آسیب رسیده است، یعنی من غیبت کنم و به گوشش برسونند، تهمت زده باشم و به گوشش رسانیده باشند، و او از این بابت ناراحت شود. مسلم است که ناراحتی اون طرف رو می بایست جبران کنم. گرچه همین الآن که توبه کنم، توبه ام مورد قبول است و گناهانم هم آمرزیده می شود ولی پس از توبه این نوعی کار واجب است که در بالا خدمتتون عرض کردم، می بایست انجام بدم، باید مقابلش عذر خواهی کنم و دلش رو به دست آورم، و بگم که تو از من آزرده خاطری ، منو ببخش تا خدا من و تو رو ببخشد. اگر او نبخشید، من کار خودمو کردم و او که نبخشیده جهنمی میشود. اگر او نبخشید، کینه توز است و باید جهنم برود.

گناه حق الناس خیلی بزرگ است اما اگر کسی توبه کند، گناهش آمرزیده میشود ولی باید جبران کند.

بن بست در اسلام نیست و داشتن یأس غلط است؛ ولو کسی که مال مردم را خورده و ندارد بدهد، خدا می گوید: ای بندۀ گنهکارم ! بیــا. یوسف / 87

بالاتر از توبه، پیدایش شرمندگی در انسان است. در یک روایت می خوانیم که روز قیامت بعضی از میزان ها سبک است، آنگاه چیز کوچکی را می گذارند در میزان و آن به اندازه ای سنگین می شود که تعجب انگیز است. یک قطره اشک پشیمانی از گناه و یک خدا! خدا! گفتن با دل شکسته چنین پاداشی دارد.

حرف آخـر:

حاصل بحثمون این شد که فردی اگر به راستی خدا! خدا! بگوید، خدا او را می آمرزد، البته از دل و با دل شکسته و با حالت پشیمانی و سرافکندگی بگوید: که اصلاً معنای توبه همین است.

به قول قرآن اگر کسی اسراف در گناه کرده است و سرتا پایش گناه است، بداند که خدا به او می گوید:

ای بندۀ گنهکارم! بیــا ، بیـــا. زمر / 53

مطلب دیگری هم از قرآن استفاده می شود و آن این است که ما باید در خط ولایت باشیم و به این اهمیت بدهیم. قرآن می فرماید: کسانی که گنهکارند، اگر بیاید نزد تو و استغفار کنند و تو هم برایشان استغفار کنی، آن وقت خدا گناهانشان را هرچه زیاد باشد، می آمرزد. نساء / 64

پس دونستیم که توسل، لازمۀ توبه ست؛ همون طوری که توسل لازمۀ دعاست و دعا بدون توسل، مستجاب نمیشه، توبه هم بدون توسل پذیرفته نمیشه

ای افراد با تقوا! به خانـۀ خدا که می روید، باید وسیله ببرید. مائده / 35

وسیله چیست؟ ولایت است.که خودشون هم فرموده اند: اون وسیلۀ مشخص شده در قرآن ما هستیم.

اگر بتوانیم در خدمت امام زمان (عج) و در خدمت امیرالمؤمنین(ع) و دیگر اهل بیت باشیم، خیلی خوب است.

التماس دعا

 


نوشته شده در  شنبه 86/7/28ساعت  11:32 عصر  توسط محمد 
  نظرات دیگران()

شیطان چه کسانی رو فریب می ده؟

بحث ما راجع به فضیلت توکــل است، چه ربطی داره؟ متنُ بخون متوجه میشی

چون اگه این رو (توکل) درک کنی، بهترین پناهگاه رو پیدا کردی.

خداوند هم در قرآن فرموده: « مؤمن کسی است که توکل داشته باشد » توبه/51

اگر کسی حال توکل رو نداشته باشد اصلاً مؤمن نیستش که، خداوند در قرآن می فرماید: « اگر فضیلت توکل بر کسی نمایان شود من در همه جا و از جمله هنگام فریب خوردن از شیطان به فریادش می رسم. »

کسی که مؤمن باشد و توکل به خدا داشته باشد، شیطان هیچگاه، حتی در سخت ترین شرایط هم نمی تواند او را فریب دهد.

قرآن در آیۀ 3 سورۀ طلاق می گوید:

هر کسی توکل بر خدا کند، پروردگار عالم او را بس است، فکر می کنم یعنی دیگه احتیاج به کمک دیگران نیست و کمک کنندۀ او خداوند متعال است.

ما می گوییم که فلانی وکیل گرفته است. پروردگار عالم می فرماید: «آنجایی که به مشکل برخوردی و نتونستی کاری انجام بدی، من وکیل تو هستم»

معنی توکل همون طور که در اخلاق گفته شده و در قرآن به اون سفارش شده، این نیستش که من راحت بگیرم بخوابم و همۀ کارها رو بسپرم به خدا.

خداوند می گوید: « تو عقل داری و باید از اون استفاده کنی، من گفتم که مشورت کنی و وقتی که به بن بست برخوردی و عقل و مشورت تو کار نکرد، باید استخاره کنی. باید اسباب اون کاری که می خواهی انجام بدی رو، فراهم کنی »

مثلاً : اگر پول می خواهی، باید دنبال کار بری  و اگر علم می خواهی باید دنبال تحصیل بری.

حالا من بشینم خونه و اصلاً هیچ کاری رو انجام ندم و بگم که: بابا خدا بزرگه، من توکلم به خداست

خدا می فرماید: این توکل غلط است و این اصلاً توکل نیست، حماقت است. و فرق بین توکل و حماقت در همین جا ظاهر می شود.

قضیه ای از " لقمان " نقل کرده اند که شاید برای بحث ما مناسب باشه:

« او در ابتدا بَرده بوده و بعد آزاد شد و برای همین هم مورد شک است که آیا پیغمبر بوده است یا نه ؟ اگر پیغمبر باشد، باید هیچ نقصی نداشته باشد. مثلاً یک پیامبر اگر قبل از پیامبریش و قبل از بلوغش چیزی از کسی دزدیده باشد، یا قبل از بلوغش گناه کرده باشد، معلوم است که او نمی تواند پیغمبر باشد.

به هر حال، قرآن می گوید که او دانا بوده است. دانایی او پیش خداوند به اندازه ای اهمیت داشت که سوره ای به نام سورۀ لقمان در قرآن نازل فرموده است. درباره لقمان نقل می کنند: وقتی که برده بود، آدم احمقی او را خریده بود. لقمان پیش این احمق آمد و دید نماز نمی خواند؛ چون فرضیـۀ نماز در همۀ ادیان وجود داشت. از وقتی حضرت آدم روی کرۀ زمین آمد، نماز بوده و تا روز قیامت هم هست. البته طرز نماز خواندن تفاوت داشته، ولی به هر حال نمازو رابطۀ با خدا در دل شب و نماز واجب و نماز مستحب وجود داشته است. به همین جهت هم در قرآن شریف راجع به پیامبران، زیاد آمده که امر به نماز می کردند و خودشان هم خیلی نماز می خواندند. حضرت عیسی(ع) وقتی که در گهواره صحبت کرد، گفت:

« من بندۀ خدایم و کتاب دارم و وصیت شدم که نماز را زنده کنم. من کسی هستم که باید به نماز وصیت کنم و عدّه ای را بگذارم که به نماز مردم رسیدگی کنند.» مریم/30 و31

به هر حال، لقمان دید که اربابش خیلی احمق است؛ از یک طرف دلش می خواهد بهشت برود و آرزوی بهشت می کند، امّا از طرف دیگر هم نماز نمی خواند. معلوم است آدمی که نماز نمی خواند، جایش در وسط جهنــــم است. حالا هرچقدر خدا خدا کند و ده روز محرم را که هیچ؛ بلکه یک سال محرم را هم سینه بزند، امّا نماز نخواند، جایش وسط جهنــــــم است. اگر یک ماه رمضان را روزه بگیرد و همۀ سال را خدمت به خلق کند، امّا نماز نخواند، جای او وسط جهنـــم است. هیچ کس هم اعتنا به او ندارد؛ یعنی خیال نکند که امــام حسـیـن (ع) شفاعتش را می کند، نه این طور نیست. امــام حسین، دشمنش است. خیال نکند که حضرت زهرا (س) شفاعتش می کند، نه، حضرت زهـــرا (س) دشمن اوست.

لقمان برای اینکه او را از خواب غفلت بیدار کند، در نیمه های شب او را بیدار کرده گفت: آقا الآن وقتی است که بهشت برای تو مهیا شده است؛ در دل شب باید بهشت را خرید و خدا را راضی کرد. برخیز و راز و نیاز کن و رابطـۀ با خدا و آخرتت را اصلاح کن. البته آن مرد، آدم بد اخلاقی نبود، یا اینکه لقمان را خیلی دوست داشت و بدون اینکه ناراحت شود، گفت: بگذار بخوابم و خوابید.

اذان صبح، لقمان دوباره سراغ او آمد و گفت: برای خواندن نماز واجب بیدار شو صاحبش جواب داد بگذار بخوابم، و خوابید تا قبل از آفتاب. قبل از آفتاب لقمان بیدارش کرد و گفت: الآن موقعی است که اگر بلند نشوی، جهنم در کار است! آن مرد گفت: خوابم می آید و خوابید.

« بعضی افراد به قدری می خوابند که به قول مردم آفتاب تا روی شکمشون بیاد.( نمونه اش خودِ من).

دانشجویی در زمان قدیم در سال سوم رشتــۀ پزشکی در خاطره ای از دبیرستان علوی تهران نوشته بود: یکی از روزهای سیاه من روزی بود که از خواب بیدار شدم و آفتاب زده بود و نمازم قضا شده بود.

راستی که روز سیاه انسان روزیه که نماز صبحش قضا بشه؟ »

به هر حال آن مرد وقتی بیدار شد، مقداری گندم به لقمان داد و گفت: برو در صحرا بکار و برگرد.

لقمان به جای گندم، در زمینی که ارباب  گفته بود، اَرزن ریخت. مدّتی گذشت و یک روز ارباب و لقمان سر زمین رفتنند و دیدند که در آنجا علف روییده است. آن مرد پرسید مگر گندم را اینجا نکاشتی!؟ لقمان گفت: نه. آن مرد پرسید: چرا ؟!

لقمان جواب داد: دیدم گندم گران است، ارزن کاشتم و گفتم که انشاءالله خدا گندم می دهد!

آن مرد گفت: مگر می شود کسی ارزن بکارد و گندم بردارد؟!  لقمان جواب داد: از شما یاد گرفتم. مگر می شود کسی اول شب تا صبح بگیرد بخوابد و نماز اول وقت هم نخواند و نمازش قضا شود. بعد هم به بهشت برود!.

( حس نصیحت ) به کسی بر نخوره ها اول به خودم می گم بعد به کسایی که مثه من هستند

دوستان نادیده! از نظر قرآن بهشت رو ما خلق می کنیم. بهشت هستشا اما، قصرهای بهشتو ما باید بسازیم، حورالعین رو ما باید خلق کنیم. باغ ها رو ما باید بکاریم.

وقتی کسی هم بهشت میره ملائکه بهش می گن:

« نوش جان! بنوشید و بخورید. اینها همه چیز هایی که خودتون فرستادید. » حاقّه / 24

بعضی دیگه هم این آیه رو ایجوری معنا می کردند:

مثلاً در ماه مبارک رمضان، شما بودید که شب نوزدهم و شب بیست و یکم و شب بیست و سوم ماه رمضان، حورالعین و قصر و باغ و نعمتهای بهشتی را درست کردید.

چه جور میشه خالق بهشت ما باشیم ولی جهنمُ یکی دیگه بسازه، همون طور که بهشتُ با اعمال خوبمون میسازیم، جهنـــــم هم با اعمال بدمون می سازیم.

خداوند در آیـــۀ 182 سورۀ آل عمران می فرماید:

وقتی در آن آب جوشان می افتید و حرارت از پوست به استخوان می رسد و ذره ذره آب می شود، و دوباره بدن به دستور خداوند ساخته می شود، به او خطاب می شود که: خیال نکنی که ما تو را عذاب می کنیم؛ بلکه خودت عذاب را تهیه کردی.

وقتی دلِ کسی رو می سوزونی و وقتی در خونه پرخاشگری کردی و دل همسرت رو سوزوندی، و وقتی نا فرمانیِ پدر و مادر رو کردی، آب جوشان جهنـــــم را برای خودت آماده کرده ای.

حرف آخــــر:

حمیم یعنی آب جوشان؛ و خالقش ماییم. قرآن در سورۀ واقعه می گوید که: اول او را در این حمیم می اندازند و بعد به جهنم می برند؛ اگر یک قطره از همین آب در دنیا بیفته، دنیا رو می گندونه، خالقش کیه؟ ما ! مار و عقرب  در قبر خیلی بدِ ، امّا کی خلقش کرده؟ ما !

و اینجا واقعاً جا داره که، از کتابخونـۀ خونمون تشکر کنم.

التماس دعا


نوشته شده در  دوشنبه 86/7/23ساعت  1:54 عصر  توسط محمد 
  نظرات دیگران()

<   <<   6   7   8   9   10      >

لیست کل یادداشت های این وبلاگ
شروع دوباره
[عناوین آرشیوشده]